احمد بن محمد حسينى اردكانى

459

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

مىگردد كه حواسّ ظاهره معطّل و راكد باشد . پس بايد كه مدرك آنها حسّى باشد باطنى غير از خيال ، زيرا كه خيال حافظ است ، و إلّا بايست كه هر چه در آن مخزون است پيوسته متمثّل و مشاهد باشد ، پس آن قوّهء ديگر است ، و آن حسّ مشترك است . « 1 » و از جملهء اعتراضات امام آن است كه ما بر سبيل قطع مىدانيم كه ذوق ، يعنى ادراك مذوقات ، در دماغ نيست ، چنان كه به عقب نيست . و همچنين لمس . و ايضا چون چيزى را مىبينيم يك مرتبه مىبينيم نه دو مرتبه ، مرتبه‌اى در چشم و مرتبه‌اى در دماغ . و جوابش : اين است كه آنچه بر سبيل قطع معلوم است آن است كه دماغ آلت ذوق و لمس بر وجه اختصاص نيست . و امّا آنكه هيچ مدخليّت ندارد مقطوع به نيست ، و چگونه مىتواند شد كه مدخليّت نداشته باشد و حال آنكه آفت در دماغ موجب اختلال ذوق و لمس و ساير حواس مىگردد ، به خلاف آفت در عقب . و ايضا فرق است ميان ذوق و تخيّل ذوق ، و به قطع معلوم است كه تخيّل ذوق در عقب نيست . و اعتراضى ديگر از امام آن است كه مسلّم نيست [ 404 ] كه هرگاه ارتسام اتّصالات در بصر نباشد بايد در قوّهء ديگر باشد ، بلكه مىتواند در هوا باشد ، به اين نحو كه تشكّلات در اجزاء هوائيّهء متجاوره حاصل گردد و خط ديده شود . و محقق طوسى جواب داده است كه بقاء تشكّل سابق با حصول تشكّل بعد آن مقتضى خلأ است ، زيرا كه تشكّل در هوا به اعتبار نهايات محيطهء بر جسم متحرّك در آن حادث مىگردد ، و بقاء نهايات بعد از خروج متحرّك از آن مقتضى احاطهء نهايات است به خلأ . « 2 » و امّا خيال ، و آن را مصوّره نيز مىگويند . و آن در نزد جمهور قوّه‌اى است مرتّب در مؤخّر تجويف اوّل دماغ ، و حفظ مىنمايد صور جميع محسوسات را ، و بعد از غيبت از حواس آنها را ممثّل مىگرداند ، و آن خزانهء حسّ مشترك است .

--> ( 1 ) - صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ص 205 - 210 . ( 2 ) - صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 198 .